غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

651

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

آن جسر را پل‌مالان گويند و پل‌مالان مبنى است بر بيست و شش طاق كه از خشت پخته و گچ و آهك ساخته شده و در هيچ‌يك از تواريخ هراة مذكور نيست كه بانى آن جسر كيست و آنچه از السنه و افواه استماع مىافتد آنست كه ضعيفهء بيوه آن پل را بنا كرده و درين حين كه خامهء بلاغت‌آئين بتحرير لفظ مالان قيام نمود حكايتى غريب بخاطر رسيد مثبت گرديد نقلست كه در ايام حكومت عبد اللّه بن طاهر جماعتى از مجوس در هراة متصل مسجدى آتشكدهء داشتند و چون جزيه ميدادند كسى متعرض ايشان نميشد روزى يكى از واعظان كه در قريهء مالان بنصيحت طوايف انسان ميپرداخت در اثناء مجلس وعظ گفت كه درين شهر اسلام ضعيف است زيرا كه مسجد و آتشكده پهلوى يكديگر واقع شده و اهل اسلام در دفع اين صورت اهمال و تغافل مينمايند از شنيدن اين سخن نايرهء عصبيت مسلمانان التهاب يافته خلقى كثير شبى آن مسجد و آتشكده را خراب ساختند و همان‌شب مسجدى جديد بجاى آن مسجد و آتشكده طرح انداختند مجوسيان چون صباح از خواب غفلت سر برآوردند و از مسجد قديم و آتشكدهء خويش نشان نديدند دود حيرت بروزنهء دماغ ايشان تصاعد نمود و حقيقت حال را معلوم كرده از هراة بنيشابور رفتند و نزد عبد اللّه دادخواهى نمودند و عبد اللّه بن طاهر جمعى از مردم امين را جهة تحقيق آن قضيه بهراة فرستاد چهار هزار پير معمر از نفس هراة و توابع مجتمع گشتند و گواهى دادند كه مدة الحيوة اين مسجد را به همين كيفيت كه حالا واقع است ديده‌ايم و قبل ازين در اين موضع نه آتشكدهء بود و نه مسجدى ديگر و امناء عبد اللّه دست از هرويان بازداشته آن گواهان در اداء آن شهادت ثواب طمع كردند و از نوادر مواضع توابع هراة يكى آنكه قريب بالنك داغى كه در پنج فرسخى آن بلده است كوهى است كه در آن شكافى عظيم ظاهر گشته به صورت صفهء كه گنجايش پانصد كس دارد و پيوسته از سقف آن صفه آب ميچكد بنابرآن حوضى كوچك در برابر موضعى كه آب از آنجا مترشح است ساخته‌اند و سابقا احيانا ماهى بزرك در آن حوض مرئى ميشد و ميان مردم شهرتى داشت كه هركس حاجتى داشته باشد چون در آن حوض نگرد اگر آن ماهى را ببيند حاجتش روا گردد و الان آن موضع بغار خواجه عباس مشهور است و پيوسته برسم سير مردم بدانجا روند پوشيده نماند كه چون وفور ميمنت و كثرت زيب و زينت مسجد جامع هراة و ساير عمارات اين بلده نزهت آسمان در رسالهء مآثر الملوك و خاتمهء خلاصة الاخبار صفت بتيين پذيرفته درين مقام قلم بلاغت انجام بتعداد و توصيف آن بقاع نپرداخت و عنان بيان را بصوب ذكر بعضى ديگر از بلاد اقليم رابع معطوف ساخت . جيلان ولايتى است مشتمل بر جبال سپهر آثار و عقبات بسيار و در شوارع اطراف و بيشه‌هاى آن تشابك اشجار بمرتبه‌ايست كه مسافر شمال و صبا از فرود و فراز آن افتان و